سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
308
تاريخ ايران ( فارسى )
جلوس شاه سلطان حسين 1105 ه ( 1694 ) ميگويند وقتى كه سليمان در بستر مرگ قرار داشت بخواجگان مشاور خود گفت « اگر راحتى و آسايش ميخواهيد حسين ميرزا و اگر افتخار و عظمت ايران را طالبيد عباس ميرزا را انتخاب كنيد . لازم بذكر نيست كه نامبرده يعنى حسين ميرزا انتخاب شد و بمحض جلوس بتخت از خود حلم و افتادگى و ديندارى و خداترسى نشان داده درست صفات و مزاياى او همانند ادوارد معترف « 1 » بود . وى همچنين معروف به زنپرستى بوده است . ديندارى و خدا پرستى شاه سلطان حسين لباس عمل پوشيده ملاها و خواجگان بر سر مسندهائى قرار گرفتند كه بايستى تحتنظر و تصدى اشراف و نجباى بزرگ باشند و بدينسان تمامى ملت بطور خطرناكى دچار ضعف و سستى گرديد . تا آنوقت حق تحصن كه به اماكن متبركه اختصاص داشت از حالا به تمام مدارس سرايت كرد و بدين ترتيب ساكنين اين نقاط قاتلين را به خود پناه ميدادند و اين يك امتياز خطرناكى شده بود و سلطان هم خود فرمان قتل را در مورد متحصنين جانى و قاتل صادر نمينمود . مردم از صلح و سلامت لذت ميبردند و ملت نميفهميد كه اين سكون و آرامش قبل از طوفان است و وقتىكه طوفان برخاست پيشوايان آنها قادر بمقابلهء با آن نبودند . سفارتهاى پطر كبير 1708 و 1715 در سال 1120 هجرى ( 1708 ) پطر كبير هيئتى بعنوان سفارت برياست يكنفر ارمنى موسوم به اسرئيل اورى « 2 » بدربار ايران در اصفهان فرستاد . عدهء هفتصد نفرى از بازرگانان كه براى فرار از پرداخت حقوق گمركى از اين فرصت استفاده نموده با هيئت اعزامى به راه افتادند . عدهء زياد اين هيئت و اخلاق مهاجمانهء تزار در اصفهان خيلى باعث وحشت و هراس گرديد و خبرى انتشار يافت كه تزار ميخواهد گرجستان و ارمنستان را تصرف نمايد . با وجوديكه اين هيئت تجارت پيشه و مقاصد تجارتى داشتند شاه سلطان حسين
--> ( 1 ) - Edward the Con Fessor ( 2 ) - Israel Orii